ابراهيم اقبال
23
فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى )
پيشگامان و نگارندگان علوم قرآن ، تعريفى از اين علم و اصطلاح ارائه نكردهاند و تأليفات خود را از مباحثى مشترك ، با اندكى تفاوت آكندهاند . اين معاصران هستند كه به تعريف آن پرداختهاند . « 1 » « علوم قرآن » در اصطلاح « مباحثى است كه به قرآن كريم از ناحيه نزول ، ترتيب ، جمع ، كتابت ، قرائت ، تفسير ، اعجاز ، ناسخ و منسوخ ، دفع شبهه از آن ، و همانند اينها ، وابسته است » « 2 » ؛ « مراد از علوم قرآن ، دانشهايى است كه مباحث مربوط به قرآن مانند شناخت اسباب نزول ، جمع و ترتيب قرآن ، مكى و مدنى ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه و . . . . را در بر دارد . گاهى اين علم ، اصول تفسير نام گرفته است زيرا مباحثى را شامل است كه مفسر در تفسير قرآن ، به ناچار بايد آنها را بداند » « 3 » ؛ « علوم قرآنى ، علومى هستند كه درباره حالات و عوارض ذاتى و اختصاصى قرآن كريم بحث كرده است و موضوع در تمامى آنها قرآن است » « 4 » ؛ « علوم قرآن ، شامل دانشهايى است كه مباحث كلى شناخت قرآن را تبيين كند و پرسشهاى گوناگون متعلق به قرآن و چگونگى آن را پاسخ گويد ، به گونهاى كه مىتوان از آنها به عنوان پيشنياز شناخت قرآن و تفسير آن ، ياد كرد . از اينروى نمىتوان عناوين اين مباحث را محدود تلقى كرد و بر اين باور بود كه آگاهىهاى محدود و معين و ثابتى در حوزه علوم قرآن است و نه جز آن . . . در مورد تعاريف ياد شده ، نبايد انتظار داشت دقيقا جامع و مانع باشند ، بلكه مىتوان گفت : اينها تا حدودى ابعاد علوم قرآن و محدوده آن را روشنگرند » « 5 » . مىتوان علوم قرآن را چنين تعريف كرد : علوم قرآن ، دانشهايى است كه ابزار شناخت و بيان درست قرآن مجيد را فراهم مىآورد ؛ خواه آن دانشها ، شناخت از كل قرآن باشد مانند وحى ، اعجاز و حدوث و قدم و خواه از بخشها و جزئيات آن ، و اين شناخت ( جزئى ) خواه بيشتر ناظر به ألفاظ باشد مانند قرائت ، تجويد ، رسم الخط و خواه ناظر به معانى الفاظ باشد بهسان واژهشناسى قرآن ، محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ ، تنزيل و تأويل ، ظاهر و باطن و . . . و خواه ارتباط اجزاء و كلمات باشد مثل اعراب قرآن ، اسلوبهاى بلاغى و گفتارى و . . . و خواه
--> ( 1 ) . به منظور آشنايى با پيدايش و پيشرفت اين اصطلاح و مجموعههاى علوم قرآن به فصل سوم همين نوشتار مراجعه شود . ( 2 ) . زرقانى ، 1 / 27 ؛ زركشى ، مقدمه تحقيق ، 1 / 33 . ( 3 ) . قطان ، 15 - 16 . ( 4 ) . صالحى كرمانى ، 18 . ( 5 ) . مهدوىراد ، بينات ، ش 3 ، 90 - 91 .